۴/۰۴/۱۳۸۷

لطفا پیدا شو!

این هم از امشب!
تصمیم گرفته بودم که امشب وبلاگ بنویسم، داشتم حتی جمله‌ها را در ذهنم مرتب می‌کردم. اما قبل از وبلاگ نوشتن باید تعدادی فرم را پر می‌کردم، یکی از فرم ها شماره‌ی گواهینامه‌ام را می‌پرسید، رفتم سراغ کیفی که امروز با خودم به کالج برده بودم که دیدم ای دل غافل! اثری از کیف پولم نیست. مثل دیوانه‌ها هر جای اتاق که به فکرم می‌رسید را گشتم، بعد هم رفتم و داخل ماشین را گشتم، آنجا هم نبود. تماس گرفتم و کارت اعتباری‌ام را کنسل کردم، ظاهرا کسی هم بعد از من ازش استفاده نکرده است. مبلغ خیلی کمی پول نقد در کیفم داشتم اما گواهینامه‌ وتمام کارت‌هایم از جمله کارت اقامتم داخلش بود. نمی‌دانم اگر کیفم را پیدا نکنم صدور مجدد کارت‌ اقامت چقدر طول می‌کشد، امیدوارم مشکلی برای برنامه‌ی سفرم به ایران پیش نیاید. اولین کاری که فردا صبح باید انجام دهم، زنگ زدن به قسمت اشیا گمشده ی کالج است. خیلی نگرانم.
یک دفترچه تلفن آهنربایی کوچک هم در کیفم داشتم که شماره تلفن تعدادی از دوستان و همکلاسی‌هایم در ایران را در آن یادداشت کرده بودم؛ شماره بعضی‌ها را هیچ جای دیگری نداشتم :(



پی‌نوشت: الآن به‌شان زنگ زدم، گفتند کیفم آنجاست :)

پی‌نوشت ۲: محتویات کیفم هم سر جایشان بودند :)^۲

۲ نظر:

احسان الف گفت...

هوووووووووف
کارت اقامت رو شوخی نگیر. با خودت نبرش اینور و اونور.

ُ گفت...

Did you find them finally